تبليغاتX
شعر عاشقانه - تن آزردگی های من

تن آزردگی

نفس هایت ٬ موسیقی جاودان عشق را به لجن کشیده...

نفس نکش تا ٬ بتهوون های عاشقی ٬ نُتها را فراموش نکنند.

 

چه قدر ارزش ِ چشمهایت را ٬ با هرزگی ٬ مجانی کردی .. که خودت هم فروشی شدی!

و من ٬ به چه سادگی تورا ٬ به نام خودم سند کرده بودم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط دل شکسته  |