ناگفته ها ................
نا گفته هایی هست در سینه ی تنگم
که برای گفتنشان ثانیه هارا می شمارم
و برای نگفتنشان مدام با واژه ها درگیرم
اما بگذار اینها در صندوقچه ی اسرار بمانند....
مگر آنهایی را که گفتم تو شنیدی
گفته هایی که واژه هایش را محتاطانه از ذهن بیرون می کشیدم
با ظرافت تمام در سطر ها کنار هم می چیدم
با زیباترین بیان در سخن می گنجاندم
تو مگر آنهایی را که گفتم شنیدی
این نگفته ها را هم میگذارم پای آن نشنیدن ها
پای آن نیامدن ها و هر گز نرسیدن ها
پای آن لحظاتی که من همیشه زود میرسیدم و تو همیشه دیر
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱:۱۴ ب.ظ توسط دل شکسته
|