ی شروع دلپذیر مثل خورشید بی نظیر

به تو تقدیم می کنم عشق از من بپذیر

ای قشنگ ترین بهانه وسه گفتن ترانه

معنی عشق جاودانه به تو تقدیم میکنم

در این غربت شبانه صداقت عاشقانه

قلبم وبا این ترانه به تو تقدیم میکنم

ای طلوع ماندگار گل همیشه بهار

به تو تقدیم می کنم هرچه هست درروزگار

گفته ها ناگفته ها هر چه هست در باورم

به تو تقدیم می کنم آرزوی آخرم

۱۳ خط  برای زندگی

۱۳ خط  برای زندگی (گابریل گارسیا مارکز)

I Love You دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پيدا می کنم.

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons هیچکس لياقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی را دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود.

Flower اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد, به این معنی نيست که تو را با تمام وجود دوست ندارد.

Burning Heart دوست واقعی کسی است که دست‌های تو را بگیرید ولی قلب تو را لمس کند.

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسيد.

Kisses هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی چون هرکسی امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

 تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی از افراد تمام دنیا هستی.

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران

 شاید خدا خواسته که ابتدا بسياری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتيب وقتی او را يافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

Bouquet به چیزی که گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمده لبخند بزن

 هميشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال هموراه به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی

Cupid خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناد.

 زياد از حد خود را تحت فشار نگذار، بهرتین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

یه شعر با حال

حالمان بد نيست غم کم مي خوريم کم که نه! هر روز کم کم مي خوريم

آب مي خواهم، سرابم مي دهند عشق مي ورزم عذابم مي دهند

خود نمي دانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردي؟ آفتاب!!!!

خنجري بر قلب بيمارم زدند بي گناهي بودم و دارم زدند

دشنه اي نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمي پشتم شکست

سنگ را بستند و سگ آزاد شد يک شبه بيداد آمد داد شد

عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام

عشق اگر اينست مرتد مي شوم خوب اگر اينست من بد مي شوم

بس کن اي دل نابساماني بس است کافرم! ديگر مسلماني بس است

در ميان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ي مردم شدم

بعد ازاين بابي کسي خو مي کنم هر چه در دل داشتم رو مي کنم

نيستم از مردم خنجر بدست بت پرستم، بت پرستم، بت پرست

بت پرستم،بت پرستي کار ماست چشم مستي تحفه ي بازار ماست

درد مي بارد چو لب تر مي کنم طالعم شوم است باور مي کنم

                                

من که با دريا تلاطم کرده ام راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟

قفل غم بر درب سلولم مزن! من خودم خوشباورم گولم مزن!

من نمي گويم که خاموشم مکن من نمي گويم فراموشم مکن

من نمي گويم که با من يار باش من نمي گويم مرا غم خوار باش

من نمي گويم،دگر گفتن بس است گفتن اما هيچ نشنفتن بس است

روزگارت باد شيرين! شاد باش دست کم يک شب تو هم فرهاد باش

آه! در شهر شما ياري نبود قصه هايم را خريداري نبود!!!

واي! رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود

از درو ديوارتان خون مي چکد خون من،فرهاد،مجنون مي چکد

خسته ام از قصه هاي شوم تان خسته از همدردي مسموم تان

اينهمه خنجر دل کس خون نشد اين همه ليلي،کسي مجنون نشد

آسمان خالي شد از فريادتان بيستون در حسرت فرهادتان

کوه کندن گر نباشد پيشه ام بويي از فرهاد دارد تيشه ام

عشق از من دورو پايم لنگ بود قيمتش بسيار و دستم تنگ بود

گر نرفتم هر دو پايم خسته بود تيشه گر افتاد دستم بسته بود

هيچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه!

هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه! هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه!

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت

چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست

گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم

حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت:

" ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم"

مسنجر انسانیت

در مسنجر قلبت عشق رو Add  به احساسات  زیبات Pm بده.

غم رو  Delete کن.دروغ و خیانت رو OFF کن . صداقت  ومعرفت  و وفا

رو Send to all کن.از انسانیت Copy بگیر.با زیباترین خاطره زندگیت

chat کن .غرور رو  Rename کن.نامردی رو  Hack کن.زندگیت رو Refresh

کن.باور کن با این کارا زندگی زیبا میشه.امتحان کن

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست!
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه
!
تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه
!
تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي
!
تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من
!
من زنده هستم! براي زندگي كردن با تو!

فقط یه جمله مونده مریم......

فقط یه جمله مونده تا راهی این سفر بشم            

  فقط باید چشات بخواد دوباره دربدر نشم           

        پشت نگاه پنجره ، جاده نشسته بی قرار   

  می خواد اسیری ببره روح منو ، بیا نذار

                        نذار جهنمی بشم ، یه جمله مونده تا بهشت      

             نذار که بی تو گم بشم تو پیچ و تاب سرنوشت       

غرورتو رها کن و یه بار بگو دوسم داری      

            با هشت تا حرف ساده هم ، می شه تو رام سد بذاری                  

   فقط یه جمله مونده تا ، ما بشه این من اسیر

                فقط یه جمله مونده تا ، نگاهتو ازم نگیر...

عشق و عقل

 

عشق و عقل :

 

عقل ميگفت که دل مسکن و ماوي من است .. عشق خنديد که يا جای تو

 

يا جای من است .. چه کسی ميگويد دل به دل ره دارد ، دل من غرق به

 

خون است ، دل او خبر ندارد ...

 

عشق و دوستي :

 

عشق از دوستی پرسيد : تفاوت من و تو در چيست ؟ دوستی گفت من

 

ديگران را به سلامی آشنا ميکنم تو به نگاهی ... من آنها را با دروغ جدا

 

ميکنم تو با مرگ ...

من عاشقم

راز عشق در این است که

 طرف مقابلت را تحسین کنی .

هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را

 می داند ،از تحسین غافل نشو .

مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت

 بگویی : دوستت دارم .

گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر

 است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند

تو......

بعضی از آدم ها به تو فکر می کنند !

بعضی از آنها به تو توجه می کنند !

بعضی ها عاشقت می شوند !

بعضی ها آرزو دارند هدیه شان را بپذیری !

بعضی ها فکر می کنند که تو برای آنها یک هدیه ای !

بعضی ها دلتنگت می شوند !

بعضی ها برای موفقیت هایت جشن می گیرند !

بعضی ها قدرتت را تحسین می کنند !

بعضی ها می خواهند فقط با تو باشند !

بعضی ها حمایت تو را می خواهند !

بعضی ها می خواهند فقط با تو حرف بزنند !

بعضی ها تنها می خواهند دستت را بفشارند !

بعضی ها می خواهند که تو همیشه شاد باشی !

بعضی ها می خواهند همیشه سلامت باشی !

بعضی ها برایت آرزوی سعادت دارند !

و بعضی شانه هایت را برای گریه هاشان !

و همه احتیاج دارند تا این ها را به تو بفهمانند !

اما : هرگز , از آرزوی کسی مگریز !!

شاید این تنها چیزی باشد

       که آن ها در زندگی دارند !!!

کنکور نزدیک است

از پشت پنجره دخترک می نگرد!    درس بخوان!   کنکور نزدیک است!

مدادم خیره به من مانده مغز ندارم فشارم بده!    کنکور نزدیک است!

چراغم کتاب میخواند!    خط بکش  مهم است!      کنکور نزدیک است!

دفترت را بنویس!   درس بخوان!                       کنکور نزدیک است!

ساعتم تیک تاک میکند!     درس بخوان!               کنکور نزدیک است!

وقت گذشت!   تیره شده!  شب شده !              کنکور نزدیک است!

اصل بودن ترد شده !زندگی پرت شده ! من و تو در سیاهی ترک شدیم !     درس بخوان!        کنکور نزدیک است!

رز من پژمرده است ! روی صندلی اسوده است !  زندگی کنکور است !    درس بخوان! کنکور نزدیک است!

 تختخواب چیه؟خواب چیه؟وقت می گذرد!   درس بخوان! کنکور نزدیک است!

آسمان آبی شده  بی ابر شده  خورشید در امده  باران باریده

من ازادم؟؟؟  کنکور دور شده ؟؟؟نه  محفلت در دور دست هاست   دانشگاه در همین دوری هاست!!!!!!!!!!!

ساعت از ساعت بودن تو در دنیا گذشت...

بنگر به آینه جوانی ات گذشت !  پیری نزدیک است !باز درس بخوان کنکور نزدیک است!....

ساعتم خیره به من مانده....گم شده ام !!کجایی؟؟؟توی کنکور

آدمی خل شده است ! دل ها کج شده است !  مال خودت باش و درس بخوان!!

                             این بار کنکور گم شده است

بوسه

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب.....  

        بوسه یعنی مستی از مشروب عشق..... 

                    بوسه یعنی آتش و گرما و تب.....

بوسه یعنی لذت از دلدادگی، لذت از شب، لذت از دیوانگی....... 

بوسه یعنی حس خوبی طعم عشق، طعم شیرین به رنگ سادگی........ 

بوسه یعنی آغازبرای ماه شدن، لحظهء بادلبر تنهاشدن...........

بوسه سر فصل کتاب عاشقی......

        بوسه رزم وارددلهاشدن.........

                بوسه آتش میزندبر جسم و جان......

                        بوسه یعنی عشق من با من بمان....... 

آهای

این محسن چاووشی هم عجب آهنگ های پر معنی میخونه...مخصوصا این آهنگش

آهای تو که این همه دوری از من!

این روزا در حال عبوری از من

آهای تو که فکر میکنی سوزوندی

دار و ندارمو با دروری از من

طاقت نداری ببینی,میدونم

این همه طاقت و صبوری از من

ستاره ها میگن پشیمون شدی

می خوای بگی که غرق نوری از من

فکر نکنم بشه با صد تا دریا

این همه نفرت و بشوری از من.!

نمی دونم,می خوای با قلب سنگیت

دل ببری بازم چه جوری از من!

پشیمونی فایده نداره دیگه

چشات باید بارون بباره دیگه..!

دلم گرفته

اگه کسي ديوونت بود، عاشقش باش
اگه کسي عاشقت بود، دوستش داشته باش
اگه کسي دوستت داشت، بهش علاقه نشون بده
اگه کسي بهت علاقه نشون داد، فقط يه لبخند بزن
اينطوري اگه هميسه يه پله ازش عقب باشي
اگه يه وقت خسته شد و خواست برگرده
تازه مي شين مثل هم...

من که قبول دارم به نظرت اينطور نيست؟

پروانه خيال
 
وقتي شبيه آينه ها مهربان شدي
 
من يك ستاره ماندم،تو كهكشان شدي
 
غمگين و دلشكسته به راهت نشسته ام
 
از آن شبي كه خاطره اي بي نشان شدي
 
با من سخن بگو كه منم آشناي تو
 
اي آشنا كه با دل من همزبان شدي
 
مي بينمت كه پشت تن بوته هاي ياس
 
پروانه خيال مرا آشيان شدي
 
وقتي نشست مهر نگاهت به جان من
 
چو عشق در خزان دلم جاودان شدي

تو چه ساده ای و من ، چه سخت

تو پرنده ای و من ، درخت.

آسمان همیشه مال توست

ابر، زیر بال توست

من ، ولی همیشه گیر کرده ام.

تو به موقع می رسی و من،

سال هاست دیر کرده ام.

يك عمر تو را به هر كجايي بردم
هر لحظه گذشت بي تو من نشمردم

حالا تو بمان و قصه ات راحت باش

از بس نرسيدم به تو آخر مردم

اين زندگي غمزده غير از قفسي نيست
تنها نفسي هست ولي هم نفسي نيست

اين قدر نپرسيد كجا رفت و كي آمد

اشعار پراكنده ي من مال كسي نيست

خواهم که قلب گرمت آماج غم نگردد
 
باغ دلت الهی دشت ستم نگردد
 
اشک ندامت ای جان از چشم تو نبارد
 
دریای آرزویت مرداب غم نگردد
 
بر چهره ات نبینم گردی زنامرادی
 
از شادی و سرورت ای کاش کم نگردد
 
جام دلت همیشه لبریز شهد بادا
 
در ساغرت عزیزم صهبای غم نگردد

روبرو شب وسیاهی ، بی کسی پشت سرم
 
نمی تونم که بمونم ، بایـد از تـــو بگـذرم
 
دارم از نفس می افتم ، تو هجوم سایه ها
 
کاش که بشکنه دوباره ، بغض این گلایه ها
 
اونکه می شکنه تو چشمام تو تصویر من ِ
 
 
گمشدن تو این شب برهـنـــه ، تـقـدیـر من

وقتی بارونی چشمام تو کجایی؟


تک و تنها مونده دستام تو کجایی؟


وقتی پـرپـر می زنه این دل زارم


ساکت و خاموش لبهام تو کجایی؟


وقتی بی تو نازنین بی همنشین و


گوشه گیری تک وتنهام تو کجایی؟


وقتی بغض تو گلوم و گونه هام خیس


یه نوازشگرو می خوام تــو کجایی؟


چشمای تو یه فانوس همیشه روشن


وقتی سوت و کوره شبهام تو کجایی؟


وقتی من با هر نفس لحظه به لحظه


تو رو عاشقونه می خوام تو کجایی؟

آخرین

 
 کجا نشسته ام نمی دانم
 
شبهایت را به من بده
 
بگذار با تمام وجودم
 
از سکوت تو لبریز شوم
 
...
 
انتهای راه پیدا نیست
 
نوری نیست برای اعتماد
 
چشمهایت را به من بده
 
بگذار اشکم در چشمانت
 
حلقه زند.
 
...
 
آنچه می گذرد و می رود زمان نیست
 
منم.. زیرا آفرینش من
 
برای رفتن است.
 
...
 
در کجا نشسته ایی بگو
 
بگذار آخرین را در گوشت زمزمه کنم
 
زیرا امروز وقت شکستن است

دل من

مریم این شعر فقط واسه من وتوئه

دل من دست بردار دیگه بسه انتظار

                                                        دیگه اسمشو تو به یاد من نیار

اون دیگه نمیاد عمرتو هدر نده

                                                      دل من  دل من  منو در به در نکن

 

دل من غم تو واسه من خیلی تلخه

                                                      می دونم تنهایی.اخه تنهای سخته

دل من اگه ما عشقو از سر نگیریم

                                                     یه روزی من وتو  هر دو تنها می میریم   

از طرف مریم

سلام دوستان عزیز

اینو مریم فرستاده بذارم تویه بلاگ اولین باره که داره متن میفرسته

علی عزیز  دلم

امشب باز مثل اون شب های هست که تا صبح از خدا می خوام اگه صبح از خواب بیدار نشم ولی من با تو زنده می مونم .کاش می دونستی که تموم قلبم پر شده از گرمای وجود برادر نازنینی به اسم علی که من خیلی دوسش دارم

علی دلم گرفته کاش بودی

علی چرا همیشه باید اول هر رویا ای کاش باشه چرا هیچ وقت من به رویا هم نمی رسم

علی خسته شدم از زندگی دیگه حوصله هیچی رو ندارم

خدایا پس مرگ من کی می رسه

مرسی مریم خانوم

اومد که فریاد بزنه اما دیگه نائی نداشت

خواست بمونه پیشش ولی تو قلب اون جائی نداشت

آی دختره آی بی وفا آی تو که تنهام می ذاری

تو قاب عکست جای من عکس کی رو می خوای بذاری

 

برو برو که مثل تو  زیاده تو دنیا واسم

برو برو ولی بدون که تا ابد جائی نداری تو دلم

 

زدم به سیم آخر و  گفتم ولش کن بی خیال

اون واسه من یار نمیشه بی خیال این عشق محال

گفتم توی مرام ما منت کشی نیست با مرام

می خواد بره خب به درک همینه که هست ختم کلام

 

برو برو که مثل تو  زیاده تو دنیا واسم

برو برو ولی بدون که تا ابد جائی نداری تو دلم

 

با همه این حرفا واسه همیشه دوستت دارم

امیدوارم هیچ وقت غم نبینی

چهار شاخه گل یاس بودیم

           زیبا پر احساس بودیم

                        پر از حس پاییز

                             همسایه دیوار به دیوار بهار بودیم

              با هر چی اشک قهر بودیم

با همه خنده ها و تبسما آشتی بودیم

                 به قلبهای هم می کشیدیم سرک

                                    با هم یکرنگ یکدل بودیم

                        داشتیم روزگار خوبی

   تا اینکه ... گرد باد سهمگین از راه رسید

                                  و حالا بعد از گذشت مدتها

من یکی از آن چهار شاخه گل یاسی هستم

                                 که قلبم هنوز که هنوز است

برای شما و لحظات با شما بودن می تپد

 

                                تقدیم به دوستان زلال تر از آبم . . .

چهار شاخه گل یاس بودیم

           زیبا پر احساس بودیم

                        پر از حس پاییز

                             همسایه دیوار به دیوار بهار بودیم

              با هر چی اشک قهر بودیم

با همه خنده ها و تبسما آشتی بودیم

                 به قلبهای هم می کشیدیم سرک

                                    با هم یکرنگ یکدل بودیم

                        داشتیم روزگار خوبی

   تا اینکه ... گرد باد سهمگین از راه رسید

                                  و حالا بعد از گذشت مدتها

من یکی از آن چهار شاخه گل یاسی هستم

                                 که قلبم هنوز که هنوز است

برای شما و لحظات با شما بودن می تپد

 

                                تقدیم به دوستان زلال تر از آبم . . .

روزهای روز

وسال های سال خواهم گشت

وتورا

پیدا خواهم کرد

وهمچون نسیم بر تار تار

مژگان سیاهت بوسه خواهم نواخت

روزی باز خواهم گشت

ودلتنگی ها را پاک خواهم کرد

و به جای آن خواهم نوشت

همیشه باتو وهمیشه درکنارتو

آری

روزی من باز خواهم گشت

وبزرگ خواهم شد

مثل "مادربزرگ"

و تو را

تاعرش کبریا به معراج خواهم برد

وتاانتهای راه عشق

پیش خواهیم رفت

و با هم بودن را بوسه خواهیم زد

و بر آن تکریم خواهیم کرد

ما آمده ایم تا تو را

میان عاشقان تقسیم کنیم

تا هر چه فراق است

- دیدار

هرچه تلخی است

- شیرین

وهرچه جدایی

- وصل

وهمه رنگ ها

- به رنگ چشمان تو

تافرزندان بشر

فارغ از رنج

طعم شیرین

زندگی را در وصال بچشند

و آنگاه

ما دوباره متولد شده ایم

و این بار دنیا زیباست

آری

روزی من باز خواهم گشت

وتورا پیدا خواهم کرد

ودرگوش تو

نجوای عاشقانه

وصل را

سر خواهم داد

آری

روزی من باز خواهم گشت

اما همراه

با تو...

می خوام خودمو باز پیدا کنم

امروز دوباره احساس مي كنم خودم شدم انگار مدتي بود كه خودمو گم كرده بودم . احساساتمو ، علايقمو ، همه چيمو  ، فقط به خاطر يك كس به نام تو.

مدت ها بود كه به جاي اينكه حتي براي چند لحظه به خودم فكر كنم همش ذهنم به تو مشغول بود . حتي نفس كشيدنم راه رفتنم و غذا خوردنم . حرفهام همش تو بودي  . مي دوني چيه؟

 فداكاري بيش از توانت، يك خودكشيه. و من، داشتم اين كارو به خاطر تو مي كردم و تو اصلا حس نكردي كه من دارم زير اين بار خرد مي شم و به جاش تو سر حالتر.

آره من شده بودم مادري كه فقط بايد تو رو ميديد نه خودشو . اما الان خيلي راحتم .حس مي كنم دوباره دارم جون مي گيرم. انگار رفتن تو بر خلاف تصورم بيش از بودنت برام مفيد بوده .  واي كه چقدر آزادي خوبه .

 

مي دوني گلم اين كه بخواي گاهي براي خودت زندگي كني . اينكه بخواي به جاي اينكه همش مرائات احساس ديگري رو كني بدونه اينكه اون چنين كاري رو در حقت كنه  خفه كننده است .مثل اينه كه آخرين حجم اكسيژنت ر و بخواي  اشتراكي  مصرف كني.

 مي دوني هميشه براي  احساساتت كسي رو انتخاب كن كه مثل يك كوه كه يك صدا رو بلند تر از  صداي تو منعكس مي كنه  باشه. نه مثل يك  هواگير كه هنوز هوايي از تو خارج نشده خفت مي كنه .

 

اوه گل من .  همراهان سرزمين ونوس .حالا كه خودتو پيدا كردي مي توني بري رو پشت بوم تا صبح آواز بخوني .( مثل  يك قناري تازه آزاد شده از قفس).

 اين نصيحت دوستانه رو هم از من به يادگار داشته باش : دوست داشتن خوبه و عشق عالي تر . اما يادت باشه هر كسي لياقت اشك ها و لبخند هاي تو رو نداره.

پس حالا برو آرام بخواب و توي روياي خودت غرق شو. اگه خواستي دست منو هم بگير تا با هم  به سفر بريم.

سلام به همه دوست هاي مهربونم ؟ خوبيد گلهاي من؟

 

راستش دوست دارم براتون يه شعر از فروغ بنويسم . زني كه احساساتش را بدون قيد وبند بيان مي كند

 

و به خاطر همين انديشه آزادش مورد طعنه ها و سرزنش هاي زيادي از جانب اطرافيانش قرار گرفت.

 

در ضمن بايد از دوستاني كه با نظراتشون منو تشويق مي كنند تشكر كنم.

 

ممنونم.خيلي دوستون دارم .

 

امشب از آسمان ديده تو                روي شعرم ستاره مي بارد

در زمستان دشت كاغذ ها              پنجه هايم جرقه مي كارد

 

شعر ديوانه تب آلودم                   شرمگين از شيار خواهش ها

پيكرش را دوباره مي سازد          عطش جاودان آتش ها

 

آري آغاز دوست داشتن است        گرچه پايان راه ناپيداست

من  به پايان دگر نينديشم            كه همين دوست داشتن زيباست

 

از سياهي چرا هراسيدن              شب پر از قطره هاي الماس است

آنچه از شب به جا مي ماند          عطر خواب اور گل ياس است

 

آه، بگذار گم شوم درتو              كس نيابد ز من نشانه من

روح سوزانت و آه مر طوبت         بوزد بر تن ترانه من

 

اه بگذار زين درچه باز               خفته بر بال گرم روياها

همره روز ها سفر گيرم              بگريزم ز مرز دنياها

 

داني از زندگي چه مي خواهم        من تو باشم ....تو....پاي تا سر تو

زندگي گر هزار بار بود               بار ديگر تو بار ديگر تو

دوست دارم

"دوستت دارم" را

 من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

 

              که بری خانه دشمن

 

        که فشانی بر دوست

 

راز خوشبختی هرکس به پراکندن اوست

 

در دل عالم به خدا

 

         نور خواهد پاشید

 

                    روح خواهد بخشید